دلیل کمرنگ بودنمون
سلام سلام
پسر گلم امیدوارم مامان رو به خاطر کم کاریش ببخشی
این چندوقته حسابی سرم شلوغ بود ، از طرفی کار و از طرف دیگه در پی تدارکات عروسی عمه جون بودیم که بالاخره با شادی و خوشی در روز 22 شهریور راهی خونش کردیم ....
توی عروسی عمه پسر خیلی خوبی بودی واصلا اذیتم نکردی و به طور عجیبی به مامان حال دادی ولی بر عکس تو اون دوتا پسر عمو خون ماماناشونو کردن تو شیشه ... خدا بهشون صبر بده
هنوز خستگی عروسی در نرفت که متاسفانه روز 24 شهریور مادر بزرگ بابایی دار فانی را وداع گفت و همه ما رو بعد از 29 روز مبارزه با بیماری ترک کرد و رفت ... روحش شاد و یادش گرامی
مادر بزرگ مهربونی بود که من واقعا دوسش داشتم و از رفتنش ناراحت شدم واز خدا برای ایشون طلب مغفرت کردم ... اگه کسی دوست داشت ممنون میشم که برای شادی روحش صلوات بفرستید
نوشته هایی در مورد پسملی شیرین زبونم
پسر گلم ماشاله واسه خودش مردی شده و دیگه کامل حرفاشو میزنه (البته هنوز تا کامل شدن جا داره ) وبسیار بسیار پسر باهوش و زرنگیه .... مامانشو در کار خونه همراهی میکنه مثلا جارو میزنه ، گردگیری میکنه ، سفره میندازه و جمع میکنه و .....
تو این مدت عکس های زیادی گرفتم که فعلا رم گوشی دچار مشکل شده و نمیتونم عکس بزلرم ولی در اسرع وقت اینکارو میکنم پسملی خوشکلم ...
پسملی گل مامان همه چیز رو میشناسه و دوست داره از همه چیز سر دربیاره ( این کارش به مامانش رفته) و ماشاله خرابکار حرفه ای هم هست که یه اسباب بازی رو در عرض یک روز داغون میکنه و میره سراغ دیگری ... منم هی حرص میخورم که چرا از وسایلت مراقبت نمیکنی ولی کو گوش شنوا ؟؟؟؟؟؟؟


دلیل کمرنگ بودنمون 
